جامونده.....

خیلی خیس

<-BlogAuthor->

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم ****وبم را به متور های جست و جو معرفی نمی کنم.برای مطالب برچسب هم نمی گذارم....وب را دوست دارم اما بیشتر از آن تنهایی را*****
nighttiger@chmail.ir

پیوند ها

[Link_Title]

مطالب اخير

...........................................**********.............................................

تا خدا

و تو...

لطفا جواب این سوال رو بدید

دلتنگم!!

خودمـــم و خـــودتــــ ...

من مینوشتم :.....

خــودم

حـــاضـــری؟

هر کـــدومو بــرام پرکــن

نويسندگان

م.الف

تا خدا

دایا خسته ام 

خسته از این دنیای تنهایی ، خسته از عشقهای تو خالی 

خدایا زندگی در زمین سخت است ،

در میان عاشقانی که مفهوم عشق را نمی دانند ،

در میان عشقهایی که زود به بن بست می رسند ،

خدایا سخت است می خواهم زود تنهایی ام را بگیرم و 

تصویری از عشقم را قاب کنم تا دیگر اثری از من و عشقم نباشد

خدایا می خواهم امشب غریبانه تا صبح ناله کنم 

تا شاید دست مهربانی مرا ببرد از این کویر غم ...

خدایا کم طاقت نیستم اما این روزها عجیب دلم گرفته است

نمی دانم شاید هنوز هم در انتظارم ...

خدایا خسته ام می خواهم امشب آخرین نظاره گر کلبه ی تنهایی ام باشم 

و از صبح این شب همیشه با تو باشم ...


جمعه 13 اردیبهشت 1392 | ارسال نظر(1)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید