جامونده.....

خیلی خیس

<-BlogAuthor->

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم ****وبم را به متور های جست و جو معرفی نمی کنم.برای مطالب برچسب هم نمی گذارم....وب را دوست دارم اما بیشتر از آن تنهایی را*****
nighttiger@chmail.ir

پیوند ها

[Link_Title]

مطالب اخير

...........................................**********.............................................

تا خدا

و تو...

لطفا جواب این سوال رو بدید

دلتنگم!!

خودمـــم و خـــودتــــ ...

من مینوشتم :.....

خــودم

حـــاضـــری؟

هر کـــدومو بــرام پرکــن

نويسندگان

م.الف

آموزه های زندگی

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

 

اونی که زود میرنجه زود میره، زود هم برمیگرده. ولی اونی که دیر میرنجه دیر میره، اما دیگه برنمیگرده ...

 

به یک‏جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

 

 

 

رنج را نباید امتداد داد باید مثل یک چاقو که چیزها را می‏بره و از میانشون می‏گذره از بعضی آدم‏ها بگذری و برای همیشه قائله رنج آور را تمام کنی.

 

 

 


جمعه 09 فروردین 1392 | ارسال نظر(0)

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید